توضیحات
جوجو مویز ، در رمان هنوزهم من ، به روایت ماجراجویی های شخصیت محبوبش ، “لوئیزا کلارک” ، در دو رمان قبلی خود ، “من پیش از تو” و “پس از تو” می پردازد .
این رمان نیز هم چون دو کتاب قبلی ، پراز فراز و نشیب، ماجراهای پرکشش و البته “عشق” است . جوجو مویز بازهم از استعداد بی نظیرش در خلق داستانی متفاوت در ژانر عاشقانه و رئال استفاده کرده است .
“لوئیزا” بعداز هضم چالش های گذشته،اکنون به نیویورک نقل مکان کرده تا زندگی جدیدش را آغاز کند . او به تازگی در خانۀ “لئونارد گوپنیک” و همسرش “اگنس” که خانواده ای ثروتمند هستند ، شروع به کار کرده است . هم چنین سعی دارد به رابطۀ از راه دورش با “سم” ادامه دهد .
تااینکه لوئیزا بواسطۀ خانوادۀ گوپنیک با مردی به نام “جاش” آشنا می شود که به طرز عجیبی خاطرات عشق ناکامش “ویل” را برایش زنده می کند !
باید دید در نیویورک پرهیاهو و درکنار آدم های عجیبش ،چه چیزی ادر انتظار لوئیزاست ؟!
رمان هنوز هم من را به کسانی پیشنهاد می کنیم که :
دو جلد قبلی (کتاب های من پیش ازتو و من پس از تو) را مطالعه کرده و ازخواندن رمان های عاشقانه ،لذت می برند .
نظر منتقدان درمورد رمان هنوزهم من :
- پایانی گرم بر سه گانۀ “من پیش از تو ” . (Entertainment)Weekly
- خنده دار ، عاشقانه و گزنده . (goodreads )
- لذت بخش . (people )
تکه هایی از متن هنوز هم من :
نیتن گفت:
ـ نه. بلیط تئاتر، رستوران، یا این که لباسهایت را کدام خشکشویی بدهی. اینجا خیابان پنجم هست. خدایا. توی لندن پس چیکار میکردی؟
خانوادهٔ گاپنیک در طبقه دوم و سوم یک ساختمان آجرقرمز با معماری سبک گوتیک و متراژی ششصدوپنجاه مترمربع سکونت داشت و در آن بخش از نیویورک ساختمان دوبلکس کمنظیری بود که نسلاندرنسل در خانوادهٔ ثروتمند گاپنیک دستبه دست شده بود. نیتن به من گفت ساختمان لوری تقلیدی بود از ساختمان مشهور داکوتا در مقیاسی کوچکتر و یکی از قدیمیترین ساختمانهای آپر ایست ساید.بدون کسب رضایت هیئتمدیره ساختمان، که آن هم سرسختانه برهرگونه تغییری مخالفت میکرد، خرید و فروش آپارتمانهای آن ساختمان ممکن نبود. جایی که مجتمعهای آپارتمانی پرزرقوبرق این سو و آنسوی پارک با آن رستورانها و باشگاههای ورزشی و استخرهای مخصوص کودکان محل سکونت نوکیسههایی مانند اعضای الیگارشی روسی، ستارگان پاپ، غولهای چینی و بیلیونرهای تکنولوژی بود، ساکنان ساختمان لوری علاقهمند به همان سبکهای سنتی بودند.
این آپارتمانها نسل به نسل گشته و ساکنانش به سیستم لولهکشی دهه ۱۹۳۰ خو گرفته بودند، برای تغییراتی فراتر از تعویض کلید برق جنگودعواهای لفظی مفصلی میکردند و تغییر و تحولات نیویورک را در اطراف خود نادیده میگرفتند، درست مثل وقتی که آدم یک گدای تابلو مقوایی بهدستی را در خیابان نادیده میگیرد.
وقتی به سمت بخش خدمتگزاران میرفتیم، من آپارتمان دوبلکس شیک و مجلل را با آن کف پارکت و سقف بلند و پردههای ضخیم و طرحدار قدی از نظر گذراندم. بخش مستخدمین که در انتهای طبقه دوم در یک راهروی باریک و دراز منتهی به آشپزخانه واقع بود، فضایی بیقاعده و باقیماندهای از سالهای دور بود. ساختمانهای جدید و بازسازیشده فاقد بخش مستخدمین بودند: خدمتکارهای زن و پرستارهای بچه با قطار از نیوجرسی یا کویینزمیآمدند و بعد از تاریکی هوا برمیگشتند. اما خانواده گاپنیک از همان ابتدای ساخت ساختمان این اتاقهای کوچک را در اختیار داشتهاند. این اتاقها غیرقابل فروش و غیرقابل تغییر کاربری و طبق اسناد و مدارک متعلق به مالک اصلی آپارتمان بودند و چیزی بیشتر از انباری نبودند، برای همین جایتعجب نداشت اگر انباری تلقی میشدند.
نیتن در اتاقی را باز کرد و وسایلم را زمین گذاشت.
ـ اینجاست.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.