توضیحات
جورج اورول در کتاب قلعه حیوانات ، شجاعانه به نقد شرایط سیاسی شوروی در دوران ژوزف استالین می پردازد . این رمان برای اولین بار در سال 1945 منتشر شد و تاکنون در لیست پرفروش ترین کتاب های دنیا قرار داشته.
کتاب قلعه حیوانات با قلم قدرتمند جورج اورول ، انقلاب 1917 روسیه و علت انحراف آن را روایت می کند. در این رمان ، انقلاب روسیه به یک مزرعه تشبیه شده که حیوانات برای رفاه و برقراری عدالت علیه صاحب مزرعه قیام می کنند . خوک ها که از بقیه ی حیوانات باهوش ترند ، رهبری مزرعه را به عهده می گیرند، اما رفته رفته خوک ها با تغییر قوانین به نفع خود ، باعث نارضایتی سایر حیوانات شده و نهایتاً یک دیکتاتوریِ تمام عیار به راه می اندازند ..!
خوک ها با وضع قانونِ “همه ی حیوانات برابرند ، اما بعضی برابرترند” ،برای تصاحب قدرت ، به سوءاستفاده از مابقی حیوانات می پردازند و رفتاری کاملاً مستبدانه را از سر میگیرند.
هر حیوانی در کتاب قلعه حیوانات ، نماد یک شخصیت یا یک اتفاق است :
- آقای جونز ، صاحب دائم الخمر و ورشکسته ی مزرعه : نماد شخصیت نیکلاس تزار دوم روسیه .
- میجورِ پیر ،خوک پیری که حیوانات مزرعه را به انقلاب تشویق کرد : نماد ترکیبی کارل مارکس و ولادیمر لنین ،از رهبران حزب کمونیست روسیه.
- باکسر ، اسبی نجیب،وفادار ،قوی و به شدت متعهد به کار : نماد “آلکسی استاخانوف” کارگر معدن روسی؛ او در جنگ جهانی دوم توانست با تقسیم کار و تشکیل گروهی از کارگران ماهر ، 14برابر بیشتر از حد معمول ، ذغال سنگ استخراج کند و در آن زمان به اسطوره ای الهام بخش تبدیل شده بود .
خواندن کتاب قلعه ی حیوانات را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم :
اگر یک کتابخوان قهار هستید ، حتما باید این کتاب در قفسه ی کتابهای شما جایی به خصوص داشته باشد ؛ این کتتاب جزو شاهکار های ادبیات تمثیلی قرن بیستم به حساب می آید و مطمئناً هر خواننده ای را مسحور خود خواهد کرد .
نظر منتقدان درمورد کتاب قلعه حیوانات :
- بسیار وسیع، فکر شده و با نثری دلپذیر. (San Francisco Chronicle)
- افسانهای خردمندانه، پرشور و روشنگرانه در عصر حاضر. (New York Times)
- به درخشش و برندگی یک کریستال شیشه. (Atlantic Monthly)
تکه هایی از کتاب قلعه حیوانات :
در دقایق اول حیوانات سعادتی را که نصیبشان شده بود باور نمیکردند. اولین اقدامشان این بود که دستهجمعی، گویی بهمنظور تحصیل اطمینان از اینکه بشری درجایی مخفی نیست. چهارنعل دورادور مزرعه تاختند و سپس به ساختمان مزرعه آمدند تا آخرین اثرات سلطه منفور جونز را پاک سازند. در یراق خانه را که در انتهای طویله بود شکستند؛ دهنهها حلقههای بینی» زنجیرهای سگ و چاقوهای رنجآوری را که جونز بهوسیله آن خوکها و برهها را اخته میکرد همه در چاه سرنگون شد.
افسارها، دهنهها، چشمبندها و توبرههای موهن به میان آتشی که از زبالهها در حیاط افروختهشده بود ریخته شد. شلاقها هم به همچنین. حیوانات وقتی شلاقها را شعلهور دیدند همه از شادی به جستوخیز درآمدند.
سنوبال روبانهایی را هم که با آن دم و یال اسبها را در روزهای بازار تزیین میکردند در آتش انداخت. گفت:«روبان بهمنزله پوشاک است که علامت و نشانه انسانی است. حیوانات بایستی برهنه باشند.» باکسر با شنیدن این بیان کلاه حصیریاش را که در تابستان گوشهایش را از مگس حفظ میکرد آورد و با سایر چیزها در آتش انداخت. در اندک زمانی حیوانات هر چیزی که خاطره جونز را به یاد آنان میآورد از بین بردند.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.