توضیحات
غول مدفون ،داستانی فانتزی و پراز شخصیت های اسطوره ای ،غول و دیو و پری و جادوگرهاست که در انگلستان قرون وسطی به وقوع می پیوندد .
این کتاب به قلم متفاوت و جادویی کازوئو ایشی گورو ، نویسندۀ ژاپنی و برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات ،به رشتۀ تحریر درآمده و می تواند تجربه ای لذتبخش برای علاقمندان به داستان های فانتزی (شبیه به سبک داستان های ارباب حلقه ها) و همینطور ژانر فلسفی باشد .
زمانی که دو قبیلۀ “ساکسون ها” و “برایتون ها” ،بعداز جنگی خانمان سوز ،در صلحی شکننده زندگی می کنند ، همۀ مردم فارغ از هرگونه خشم و نفرت و حتی عشق ، فقط زنده اند ولی زندگی نمی کنند . همۀ مردم دچار نوعی فراموشی شده اند و اصلاً نمی دانند در گذشته چه اتفاقی افتاده ؛حتی وقتی یکی از نزدیکانشان ناپدید می شود ، هیچ کس سراغی از او نمی گیرد و یا دلتنگش نمی شود .
درواقع این فراموشی،به شکل یک مه از نفس اژدهایی می آید که تمام خاطرات مردم را پاک کرده ؛به نوعی همین فراموشی باعث صلح میان ساکسون ها و برایتون ها شده .
دراین میان یک زوج کهنسال ، به نام “اکسل” و “بئاتریس” ،برای یافتن پسر گمشده شان راهیِ سفری پرمخاطره می شوند . آنها چیز زیادی از گذشته به یاد ندارد و فقط می دانند پسری داشته اند که به دلایلی نامعلوم از دِه رفته است .
اکسل و بئاتریس دراین سفر پرماجرا ، با شخصیت های مختلف،از جمله یک جنگجوی ساکسونی و شوالیه ای برجسته ،هم مسیر می شوند و رفته رفته خاطرات و مشکلات گذشته شان را به یاد می آورند ؛آنها هرچه بیشتر پیش می روند ، به غول مدفون نزدیک تر می شوند .
ایشی گورو در کتاب غول مدفون ،یک رئالیسم جادویی متفاوت ، درستایش عشق و فراموشی خلق کرده که پراز وقایع هیجان انگیز،جزئیات زیبا و کاراکترهای افسانه ای در موقعیت های تاریخی متفاوت است ؛ داستان این کتاب ممکن است درابتدا کمی گنگ بنظر برسد، اما هرچه به عمق داستان و صفحات پایانی نزدیک می شوید ، بیشتر و بیشتر متحیر خواهید شد و حتی پس از تمام شدن کتاب ، تا مدت ها فکرتان درگیر خواهد ماند .
خواندن کتاب غول مدفون را به کسانی پیشنهاد می کنیم که :
به ژانر فانتزی ، داستان های افسانه ای و پرماجرا ، با رگه هایی از فلسفه علاقمند هستند .
افتخارات کتاب غول مدفون :
- کازوئو ایشی گورو ، برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات درسال 2017
- نامزد جایزۀ بهترین داستان فانتزی جهان در سال 2016
- نامزد جایزۀ میثوپوییک
نظر منتقدان درمورد کتاب غول مدفون :
- غول مدفون ، به اندازۀ دیگر آثار ایشی گورو ، زیبا ،بدیع و انسانی ست . (Washington Post)
- غول مدفون مانند سایر کتاب های مهم ،برای مدت بسیار طولانی در ذهن مخاطب باقی خواهد ماند . (New York Times Book Review)
- این اثر ،داستانی ساده و تأثیرگذار درمورد عشق ،گذر عمر و فقدان است . (Wall Street Journal)
تکه هایی از متن غول مدفون :
روستاییها برای گرما و امنیت در سرپناههایی زندگی میکردند که بسیاری از آنها در اعماق دامنۀ تپه کنده شده و با دهلیزهای زیرزمینی و راهروهای سرپوشیده به هم متصل بودند. زوج پیر ما، همراه با شصت روستایی دیگر، در یکی از این لانههای تو در تو زندگی میکردند (اسم «ساختمان» باشکوهتر از آن است که روی چنین جایی گذاشته شود). اگر از لانهشان بیرون میآمدید و بیست دقیقه دور تپه راه میرفتید، به اقامتگاه بعدی میرسیدید که به نظر شما این یکی هم درست شبیه اولی بود؛ اما در چشم خود ساکنان، جزئیات متفاوت بسیاری وجود داشتند که به آن افتخار میکردند یا بابتش شرمنده بودند.هیچ نمیخواهم این تصور را ایجاد کنم که بریتانیای آن روز فقط همین بود، که وقتی در دیگر نقاط جهان تمدنهای باشکوه رو به شکوفایی بودند، ما اینجا چندان جلوتر از عصر آهن به سر نمیبردیم. اگر میتوانستید به میل خود در میان دشت و صحرا بگردید، راحت به قلعههایی پر از موسیقی، غذای عالی و ورزشکاران ماهر، یا به صومعههایی که ساکنانش دانش بسیار داشتند برمیخوردید؛ ولی راهی برای سفر کردن وجود نداشت. حتی سوار بر اسبی قوی، در هوای خوب، ممکن بود روزها به راهتان ادامه دهید، بدون اینکه سروکلۀ قلعه یا صومعهای میان طبیعت پیدا شود. بیشتر، جوامعی شبیه چیزی که برایتان تعریف کردم پیدا میکردید که آنجا، اگر غذا یا لباسی برای پیشکش نداشتید، یا تا بن دندان مسلح نبودید، کسی به شما خوشآمد نمیگفت. متأسفم که چنین تصویری از کشورمان برایتان ترسیم میکنم، اما هرچه هست همین است.برگردیم به اکسل و بئاتریس. همانطورکه گفتم این زوج پیر در حاشیۀ لانه زندگی میکردند، پناهگاهشان کمتر از آب و هوا در امان بود و بهرهای از آتش تالار بزرگ، جایی که همه شبها دور هم جمع میشدند، نمیبرد. شاید زمانی، وقتی با بچههایشان زندگی میکردند، محل زندگیشان به آتش نزدیکتر بود. در واقع، در ساعتهای پیش از سحر، وقتی اکسل روی تخت دراز کشیده و زنش کنارش خوابِ خواب بود درست همین فکر به ذهنش رسیده بود که ناگهان غم ناشناختهای به دلش افتاد و دیگر نتوانست بخوابد….









دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.