0

عاشق داعشی من

25%

قیمت اصلی: 95,000 تومان بود.قیمت فعلی: 71,250 تومان.

این کالا فعلاً موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.



عاشق داعشی من

قیمت اصلی: 95,000 تومان بود.قیمت فعلی: 71,250 تومان.

این کالا فعلاً موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.



این کالا فعلاً موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.

تعداد کالای موجود:

این کالا فعلاً موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.



ارسال اختصاصی کوچه کتاب

توضیحات

عاشق داعشی من ،اولین رمان نویسندۀ مصری ،هاجر عبدالصمد است که از گرفتار شدن دختران بی گناه در دام گروهک داعش می گوید . داستانی خاص و حیرت انگیز از فضای حاکم بر جامعه ای آلوه به اندیشه های بیمار داعشی که دختران ناآگاه وارد آن شده اند . 

یکی از شخصیت های اصلی رمان عاشق داعشی من ، “لیلی”  نام دارد که زیر بار مشکلات ریز و درشت زندگی به ستوه آمده و یکی از دوستانش که “سمیره” نام دارد ، پیوستن به داعش را به لیلی پیشنهاد می دهد . او فکر می کرد دنیای جدید و ایده آلی در انتظارش است ؛ ولی در حقیقت از چاله در چاه افتاده بود …!

در همان روزهای ابتدایی پیوستن لیلی به داعش ،همه چیز خیلی خوب پیش می رفت و همه محترمانه با او رفتار می کردند ولی کم کم متوجهِ فضای بسته،ترسناک و خفقان حاکم بر آن جامعۀ مسموم شد ؛بطوریکه خانوادۀ لیلی هم مورد تهدید قرار گرفتند …!

 

خواندن رمان عاشق داعشی من را به کسانی پیشنهاد می کنیم که :

نسبت به فضای حاکم بر گروهک های داعشی و حیله و دسیسه های آنها کنجکاو یا علاقمند هستند . 

 

تکه هایی از رمان عاشق داعشی من : 

روز سفر رسید و دخترها سوار جیپ شدند و مصطفی تا فرودگاه بردشان. معلوم نبود درآخر چه‌چیزی منتظرشان باشد.

هواپیما در فرودگاه استانبول به‌زمین نشست. دخترها هرچه ام‌سلمان یادشان داده بود انجام دادند و کم‌کم به خانه ام‌بلال رسیدند، او که معلوم بود منتظرشان بوده، به دخترها خوش‌آمد گفت، بعد بردشان به اتاق پذیرایی.

دو تا دختر دیگر هم آن‌جا نشسته بودند، ام‌بلال گفت:

بفرمایین! این هاله و اون هم حیاه است. از تونس اومدن. باهم گپی بزنید تا من براتون چیزی آماده کنم، حتماً خیلی گرسنه هستین.

دخترها بعد اجازه‌ای که ام‌بلال صادر کرد، باهم آشنا شدند، فهمیدند حیاه مترجم زبان فرانسوی است، ولی هاله کارشناس مدیریت بازرگانی و البته بیکار!

لیلی گفت: شما چجوری از تونس تا این‌جا اومدین؟

حیاه گفت: برادران داعشی برای ما توی لیبی ویزای کار جور کردند و ما اول رفتیم لیبی، چند روزی اون‌جا منتظر موندیم و بعدش با هواپیما اومدیم ترکیه. الآن هم که خونهٔ ام‌بلالیم.

الان چند روزی می‌شه که این‌جا منتظریم، بهمون گفتن یه نفر قراره از مصر بیاد و راهنما بشه و ما رو ببره سوریه.

دخترها دور میز غذاخوری نشستند. میز پر از خوراکی‌های خوشمزهٔ ترکیه‌ای بود. ام‌بلال تا می‌توانست کاری کرد به دخترها خوش بگذرد و به آن‌ها گفت پسرش هم یکی از مردان داعش است و قرار است بیاید و آن‌ها را به انطاکیه ببرد.

بعد از غذا، ام‌بلال بهشان گفت به اتاق‌ها بروند و استراحت کنند و تا زمان رفتن همان‌جا بمانند. دخترها هم گوش کردند، رفتند و خوابیدند تا برای سفری طولانی و سخت آماده شوند.

دم غروب، بلال آمد تا دخترها را ببرد. بلال قبل از خروج از خانه، بهشان گفت:

اگه کسی ازتون پرسید این‌جا چه‌کار می‌کنید، فقط بگید گردشگرید و من‌هم راهنماتون‌ام. دولت ترکیه این روزها خیلی سخت‌گیر شده، ازتون می‌خوام خون‌سرد باشید، خیالتون راحت، من کارت راهنمای گردشگری دارم و می‌خوام شما رو به انطاکیه ببرم

توضیحات تکمیلی

وزن 176 گرم
ناشر

مؤلف

مترجم

سال چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

نوبت چاپ

تعداد صفحات ۲۹۶ صفحه
شابک 9786226837170

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “عاشق داعشی من”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *